معرفی فیلم و انیمیشن

intrestellar

در مورد  فیلم Interstellar   نقد های فراوانی نوشته شده و فیلم فراتر از آن چیزی است که بخواهیم در اینجا به تمام ابعاد آن بپردازیم . ولی با توجه به رسالت ما در این سایت قصد داریم به وجهی از فیلم بپردازیم که کمتر به آن پرداخته شده است .

شاید بخشی از این فیلم که در حق آن کوتاهی شده و آن طور که باید و شاید به آن پرداخته نشده است ، بخش های مربوط به هنر های دیجیتال باشد . در نقد های منتشر شده نهایتا اشاره ای به جایزه اسکار که فیلم در بخش جلوه های بصری برده می شود و در ادامه به محتوا می پردازند . اما ما در اینجا فقط قصد داریم مقوله های بصری فیلم را مورد بررسی قرار دهیم .

نکته اول که جلب توجه می کند نوع انتخاب کادر ها  و لنز های دوربین است و همچنین اصرار بر توجه به نقاط طلایی در تصویر .( تقسیم بندی های سه گانه تصویر  در هر جهت ) این نکته به شدت بر جای جای فیلم حاکم است . تدوین ها هم بر همین اصول استوار است . شاید داستان فیلم به اندازه ای مخاطب را با خود درگیر می کند که حداقل در نگاه اول خیلی ها متوجه این نکات نمی شوند . ولی فراموش نکنیم که همین ظرافت ها و دقائق جلوه های بصری است که به ارائه درست و القای مفاهیم مورد نظر فیلم ساز در ذهن مخاطب کمک می کند .

خیلی از ما کریستفر نولان را یک فیلسوف یا حداقل اندیشمند فیلمساز میدانیم اما چیزی که نولان را از دیگر اندیشمندان در این حوضه متمایز می کند شناخت و تسلط کافی به مقوله فرم است . نولان خیلی روی نحوه نمایش دقیق است و این نکته را در آثار قبلی اش هم به خوبی نشان داده .

فرم :

در تعریفِ صحیح و اصولیِ سینمایی، هرآن چه که یک فیلم را از فیلمی دیگر متمایز می‌کند و جهانِ منحصر‌به‌فردِ فیلم را با آب‌وهوای خاصِ خود خلق می‌کند جزوِ فرمِ فیلم محسوب می‌شود. با این تعریف، فرم دیگر هیچ ربطی به سخت‌افزاری یا نرم‌افزاری بودن عناصر ندارد، و عنصرِ به‌اصطلاح نرم‌افزاری‌ای چون شیوۀ رواییِ فیلم‌‌ همان‌قدر به فرمِ فیلم تعلق دارد که عنصری سخت‌افزاری همچون نوعِ فیلم‌برداری و نورپردازیِ فیلم. اغراق نیست اگر بگوییم «فرم‌‌، همان چیزی است که فیلم را به یک اثرِ هنری تبدیل می‌کند.»‌ در مقابل، محتوا به معنای حرف‌ها و درون‌مایه و گزاره‌های مطرح‌شده در فیلم هست.

نه‌تنها در سینما، بلکه در تمامیِ هنر‌ها آنچه هنر بودن اثرِ خلق‌شده را تضمین می‌کند، فرم است. این البته به معنای نفیِ اهمیتِ محتوا نیست، بلکه ناظر به این ایدۀ اساسی است که «محتوا تنها زمانی می‌تواند در عالمِ هنر خودنمایی کند و شنیده شود که در قالبِ فرمی مناسب عرضه‌شده باشد.»‌ دلیلِ این تأکید بر فرم در هنر بسیار ساده است: فرم تنها عاملِ متمایز‌کنندۀ هنر از سایر انواع و اَشکالِ بیانِ محتوا همچون سخنرانی و وعظ، کتاب و مقاله و غیره است.

در تعریفی مختصر و کلی می‌توان شیوۀ ترکیبِ اجزا و عناصرِ فیلم و چینشِ آن‌ها در کنار هم برای القاء معانی، احساسات و رویکردِ خاصِ فیلم به جهان و موضوعِ موردبررسی‌اش را فرمِ فیلم تعریف کرد. در این تعریف، عناصرِ گوناگون و متعددی چون شیوۀ روایتِ داستان، نوعِ پی‌رنگ، شخصیت‌پردازیِ شخصیت‌ها، نوعِ رفتار کردن و سخن‌گفتنِ آن‌ها، شکلِ فیلم‌برداری، نور‌پردازی و تدوین را می‌توان عناصر سازندۀ فرمِ فیلم تلقی کرد. فرم‌‌ همان شیوه‌ای است که فیلم جهانِ خود را خلق می‌کند و آن را از فیلم‌ها و داستان‌های دیگر متمایز می‌سازد. همین فرمِ متفاوت و منحصر‌به‌فرد است که سبب می‌شود فیلم‌هایی که یک داستانِ واحد را تعریف می‌کنند (مثل فیلم‌هایی که از روی یکدیگر یا با اقتباس از یک داستانِ واحد ساخته‌شده‌اند) ارزشِ هنری و زیبایی‌شناختیِ متفاوتی داشته باشند.

نتیجۀ نهاییِ این تعریف یگانگیِ فرم و محتوا در آثار هنریِ موفق و بزرگ است. وقتی‌که ما تمام اجزاء فیلم را در شکل‌گیریِ فرمِ فیلم دخیل می‌دانیم پس محتوا نیز نقشی اساسی در ایجادِ فرم خواهد داشت (و بالعکس: فرم نیز سببِ شکل‌گیریِ محتوا می‌شود). به بیانِ دقیق‌تر، محتوای یک فیلم را نمی‌توان از فرمِ آن جدا کرد و دربارۀ آن قضاوت نمود؛ در سینما نیز فرم، شناسنامۀ فیلم و امضای کارگردان پای اثرِ خویش است و اگر همه‌چیز درست پیش رفته باشد فرم و محتوا چنان باهم عجین می‌گردند که امکانِ جدا کردن آن‌ها از هم و بررسیِ جداگانه‌شان وجود نخواهد داشت. یگانگیِ فرم و محتوا اتفاقی است که در آثارِ هنریِ اصیل رخ می‌دهد و در سینما بیش از هر چیزی وامدارِ کارگردانیِ دقیق، حساب‌شده و خلاقانه است

و اما نکته اصلی و قابل‌تأمل در مورد جلوه‌های بصری این فیلم که قطعاً به‌تنهایی یک شاهکار محسوب می‌شود مقوله شبیه‌سازی نور است . داوران اسکار در سال‌های اخیر نشان داده‌اند که دیگر با ساخت اژدها و هالک و پلیس آهنی مرعوب نمی‌شوند و بیش‌ازپیش به دنبال نوآوری و تخصص در پردازش تصاویر دیجیتالی هستند .

بین نامزدهای جلوه‌های ویژه فقط Interstellar بود که از موجودات عجیب‌الخلقه با توانایی‌های عجیب‌وغریب خالی بود ( هرچند خیلی‌ها Dawn.of.the.Planet,of.the.Apes را برازنده جایزه اسکار می‌دانستند ) ولی درعین‌حال تحسین همه را برانگیخت.

بیش از هر چیز توجه شما عزیزان رو به نوع پردازش نورها جلب می‌کنم . تأثیر بالاتفاق یک نور متمرکز ( مثل خورشید ) روی تمام عناصر تصویر ( اعم از CGI  یا غیر آن ) در عین حفظ تاریکی نسبی فضا . واقعاً یک شاهکار به تمام معناست .

همچنین تطابق نور بین کاراکترها و عناصر انیمیشن و حفظ خط سیر داستان و سناریو با توجه به نور محیطی . به این معنا که برای مثال شما تصویری از درون سفینه با کاراکترها و احیاناً عناصر CGI  مثل ربات‌های داستان را مشاهده می‌کنید . فضای داخل سفینه با تعدادی نور مشخص و یک نور متمرکز  احتمالی از بیرون روشن‌شده . وقتی‌که دوربین تغییر می‌کند ، مثلاً خارج از سفینه یا هر تصویر دیگری ، به طرز اعجاب‌آوری با دیگر دوربین‌های همان صحنه مطابقت دارد . تطابق جغرافیایی و تطابق  فیزیکی هم به لحاظ موقعیت و هم به لحاظ کیفیت در جزئی‌ترین پارامترها .

مثال خوب دیگر برای این نکته مربوط به مواقعی است که یک موقعیت در زمان مشخص را از زوایای مختلف و احیاناً در زمان‌های مختلف می‌بینیم . بازهم نورهای اصلی و فرعی به‌شدت باهم متناسب‌اند .

و فراموش نکنیم که این ارائه خوب فرم است که تعمق در محتوا را برای مخاطب ممکن و یا حداقل آسوده می‌کند .

مثل همیشه توصیه می‌کنم به تماشای فیلم اما این بار دقیق و دقیق‌تر ، به تدوین دقت کنید ، به تطابق صدا با تصویر دقت کنید . به نوع پردازش نورها و رنگ‌ها دقت کنید .

در انتها خوشحال میشیم اگر نظرات ، تحلیل‌ها و نقدهای شما رو هم در مورد مطالب فوق یا به‌طورکلی در مورد فیلم بدونیم

با آرزوی سعادت .

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

سایتهای مرتبط

UP Studio
استودیو پرزانته معماری
 
 

Pooria Abbasi 
آموزش مدلسازی پارامتریک و احجام پیچیده معماری
 

 

درباره سایت :

سایت حاضر در تلاش است به منظور کمک به افراد علاقمند به شاخه پرزانت حرفه ای معماری تا علاوه بر یادگیری از طریق آموزش های ارائه شده از خبر های مربوطه نیز اگاه شوند.

 

FOLLOW ME

          

S5 Box

Tab 9

dsaaaaaaaaaaaaaaaaa

طراحی سایت طراحی سایت بهینه سازی سایت طراحی اپلیکیشن